اتهام فساد اخلاقي سعيد طوسي ، قاري مشهور قرآن کريم، فارغ از صحت و سقم آن، بازتاب هاي گسترده اي را ايجاد نموده است ليکن اولين رسانه اي که اين اتهام را منتشر کرد و سريع به ساير رسانه ها سرايت يافت، شبکه معاند و ضد انقلاب صداي آمريکا VOA بود، که با توجه به حواشي که در اين خصوص طي اين مدت ايجاد شده است، بيان مواردي را لازم ميدانم که در ادامه تقديم ميکنم:
بزرگترين جفا
اتهام فساد اخلاقي سعيد طوسي خود اتهامي بس سنگين و غير قابل تسامح براي يک قاري معروف قرآن کريم و جامعه قرآني است، اما از آن بدتر اين است که اين قاري ادعا کرده است که رهبري از مسئله مطلع هستند و ايشان دستور جمع کردن پرونده را داده اند! و حال اين که آنهايي که مقام معظم رهبري را ميشناسند، ميدانند که ايشان حاضر نيستند حتي نزديکانشان در موقعيت گناه و تخلف قرار گيرند و ايشان را از هرگونه فعاليت حاکميتي و اقتصادي بازداشته است، چه رسد به اين که بخواهند از يک متهم به فساد اخلاقي، حمايت کرده باشند! که اين تهمت زشت به مقام معظم رهبري، مستوجب برخورد جدي مقامات قضايي است.
درباره شاکيان پرونده
آنهايي که شاکيان پرونده اتهام فساد اخلاقي سعيد طوسي را شماتت ميکنند و بعضاً ايشان را بابت رسانه اي کردن اين جريان خائن معرفي ميکنند، کاش ميتوانستند خودشان را حتي يک روز به جاي اين شاکيان بگذارند. خيلي از کساني که به والدين اين خانواده ها جسارت کردند، حتي نميتوانند يک روز هم خبر جسارت کسي به فرزندانشان را تاب بياورند و اين افراد، چند سال است که با اين مسئله مواجه هستند و به درست يا غلط احساس ميکنند اين پرونده با سياسي کاري و مصلحت سنجي مواجه گرديده که باعث شده است از سر دادخواهي، مسئله را رسانه اي نمايند که اگر چه نميتوان کارشان را مجاز خواند، اما ميتوان قابل درک دانست.
درباره خانواده هاي قرآن آموز
مطمئناً برخي از خانواده هايي که تاکنون فرزندان خود را با اعتماد کامل به کلاسهاي قرآني ميفرستادند، با اين وقايع ممکن است دچار نگراني و احتياط شوند که البته اين احتياط بايد درباره همه کلاسهاي آموزشي اعم از هنري، درسي، ورزشي و حتي قرآني وجود داشته باشد، ليکن نبايد منجر به محروميت، به خصوص محروميت از يادگيري قرآن کريم گردد، بلکه والدين بايد فرزندان خود را از حضور در کلاسهاي خصوصي (با هر موضوعي)، که بدون نظارت و يا بدون حضور والدين انجام ميشود، منع کنند و به فرزندان خود درباره چگونگي مواجهه با رفتارهاي مشکوک مربيان و همکلاسي هاي خود آموزش دهند.
نبود تشکيلات منسجم و پاسخگو
به نظر ميرسد حوزه قرآن آموزي با توجه به نهادهاي موازي چون وزارت ارشاد، اوقاف، سازمان تبليغات و برخي تشکلهاي مردم نهاد، دچار يک بحران مديريتي باشد، متأسفانه اين نهادها به صورت غير هماهنگ و سليقه اي عمل ميکنند و اين امر موجب ميشود تا آموزش، صدور مجوز و نظارت براي عملکرد اساتيد و کلاسهاي قرآني با مشکل مواجه گردد و حال اين که در اين حوزه بايد يک تشکيلات واحد و هدفمند، فعال باشد که بتواند مسئوليت اشتباهات خود را نيز بپذيرد که کاش اين وظيفه به يک وزارتخانه يا سازمان خاص و مستقل واگذار گردد.
اولين اشتباه تشکيلات قرآني ذينفوذ
به قول سخنگوي قوه قضاييه، اثبات اتهامات اين چنيني اساساً کار سختي است، اما حتي همان سطح شوخي هاي جنسي کلامي که گويا اين قاري آن پرهيز نداشت هم در کسوت يک استاد قرآن قابل اغماض نبود و کاش آن تشکيلات ذينفوذ قرآني که ايشان را مورد تأييد و حمايت قرار داده است، از کنار هيچ مشکل اخلاقي به سادگي نميگذشت، نه اين که بعد از اطلاع از پرونده نامبرده، بکوشد پرونده را با اطاله مواجه کند و نه اين که الان که اين مسئله علني شده است، مسئوليت اشتباه خود را نپذيرد و سکوت اختيار کند تا فرصتي زير سؤال بردن جامعه قرآني، انقلابي و رهبري از سوي معاندان ايجاد گردد.
اشتباه بزرگ تشکيلات قرآني ذينفوذ
از سوي ديگر، يک تشکيلات قرآني ذينفوذ که بايد در اين حوزه هوشيار و قاطعانه عمل ميکرد و خانواده هاي شاکيان را به صبر و آرامش دعوت ميکرد و خودش خواهان بررسي دقيق و سريع نظام قضايي ميشد، اين خانواده ها را بيشتر تحريک کرده است و اولاً براساس اظهارات متهم، کوشيده تا در روند قضايي تأثيرگذاري کند، ثانياً تلاش کرده است تا به صورت مطلق از مشتکي عنه دفاع کند، ثالثاً به جاي ايجاد محدوديت در فعاليتهاي قرآني مشتکي عنه تا زمان تعيين تکليف پرونده، تلاش کرده است بيشتر او را در صداوسيما و قرآئتهاي مراسم رسمي و مهم جلوي چشم نگه دارد تا به اين شکل نشان دهد که هيچ اعتقادي به اتهامات ندارد!
مواجهه با شائبه مصلحت سنجي
اين که سخنگوي قوه قضاييه ميگويد پرونده اتهام فساد اخلاقي سعيد طوسي مثل هزاران پرونده مشابه قوه قضاييه است و حساسيت رسانه هاي ضدانقلاب را در خصوص اين پرونده سياسي ميداند، اگر چه حرفي درست است، اما بيان اين سخنان را از سوي قوه قضاييه درست نميدانم، چرا که اين شائبه را ايجاد ميکند که نگاه خصمانه دشمنان در خصوص برخي پرونده ها، ممکن است قوه قضاييه را نيز دچار برخي ملاحظات نمايد، در صورتي که اگر تمام دنيا هم درخصوص پرونده اي نگاه سياسي داشته باشند، تکليف قوه قضاييه اين است که بدون توجه به آن نگاه ها، با سرعت و عدالت، به پرونده ها رسيدگي نمايد، خواه درباره فيشهاي نجومي، زمينهاي شهرداري باشد خواه درباره اتهام فساد اخلاقي سعيد طوسي و اين تنها کاري است که ميتواند شائبه سياسي کاري و مصلحت سنجي را از اذهان دور کند.
معضلي به نام اطاله پرونده هاي قضايي
معتقدم قوه قضاييه در مقوله برخورد با پرونده اتهام فساد اخلاقي سعيد طوسي و بسياري ديگر از پرونده هاي عادي و کلان خوب عمل نميکند و بعضاَ با اطاله پرونده ها باعث ميشود تا حقي تضييع شود و يا آبرويي مخدوش شود و حال اين که جايگاه امروز قوه قضايي به عنوان قوه اي که بايد عدالت را در جمهوري اسلامي اجرا کند، بسيار ويژه است، چرا که به فرموده پيامبر اکرم (ص)، حکومت با کفر ميماند ولي با ظلم نمي ماند، پس قوه قضاييه بايد بداند که اگر موجب اطاله پرونده ها و ايجاد نااميد شدن مردم در احقاق حقوقشان شد، اين خود اوست که در بلند شدن صداي دادخواهي مردم مقصر است و بيش از هر کسي بايد خود را نکوهش کند.
نمادسازي هاي اشتباه از افراد
اعتقاد دارم که برخي اقشار مانند روحانيون، مداحان، قاريان، مسئولان و حتي منتصبين مقام معظم رهبري مدام بايد به مردم بگويند که لباس و جايگاهشان نبايد باعث شود که ايشان را نماينده اسلام، قرآن، انقلاب و رهبري بدانند، خوب است که خود اين اقشار در جهت تقدس زدايي از خود گام بردارند و بکوشند از تقدس اسلام و قرآن و انقلاب، براي خود تقدس ايجاد نکنند تا اگر خودشان يا يکي از هم صنفي هايشان دچار خبط و خطايي از جنس اتهام فساد اخلاقي سعيد طوسي شد، مردم آن خطاها را به پاي اسلام، قرآن، انقلاب و رهبري ننويسند.
اهميت تهذيب نفس در خصوص افراد مؤثر
قاريان، عالمان، مسئولان و همه اقشار تأثير گذار در جامعه که منتسب به اسلام و انقلاب هستند، بايد بسيار بيش از ديگران به تربيت و تهذيب خود اهتمام داشته باشند، چرا که هر چه جايگاه معنوي و محبوبيت کسي بالاتر برود، شدت سقوطش نيز بيشتر خواهد شد، شايد تعداد قاريان و يا عالماني که به فساد و تخلف آلوده باشند، کمتر از ساير اقشار باشد اما بعضاً عمق مفاسدي که در معدود مفسدان اين اقشار رخ ميدهد، بيشتر است و اين که خوبي و بدي اين اقشار، به مراتب تأثيرگذارتر از مردم عادي است که اينها باعث ميشود، مسئله تهذيب و تربيت، در بين منتسبين به اسلام و انقلاب از اهميت بسيار زيادي برخوردار باشد.
درباره شبکه هاي معاند
مسلماً هم اکنون ناراحت ترين افراد از اتهام فساد اخلاقي سعيد طوسي ، خود جامعه قرآني و دلسوزان اسلام و انقلاب هستند و حال اين که برخي شبکه هاي معاند، طوري ژست دلسوزانه براي اخلاق و حقوق مردم گرفته اند که انگار نه انگار نه به اخلاق پايبند هستند و نه براي حقوق ايران و ايراني ارزشي قائلند! شبکه هايي که کارکنانشان به همجنس بازي خود افتخار ميکنند و وقوع تجاوزهاي جنسي در ايشان به امري عادي تبديل شده است و مزدور دشمنان خوني مردم هستند، براي اين مردم اشکي جز اشک تمساح نميريزند که اين را خود خانواده هاي شاکيان هم به خوبي درک کردند و از اين شبکه ها اعلام برائت نمودند.
برچسب:
نویسنده: الینا صالحی