خرید بک لینک

اصغر فرهاديآقاي اصغر فرهادي ، سلام! اين که شما به عنوان يکي از سياه ترين هنرمندان کشور تازه پس از خواندن يک گزارش، از مشکلات زندگي مردم مطلع و شرمگين شوي نميتواند برايم قابل بخشش باشد چرا که قاعدتا چون شمايي بايد بارها و بارها به دنبال سوژه با چنين موضوعاتي مواجه شده باشد و درباره شان اثري بسازد، ليکن متأسفانه اين مسئله در شما وجود ندارد و با اين وجود در اين مطلب ميکوشم پاسخي به متن منتسب به شما خطاب به آقاي حسن روحاني، تنظيم نمايم:


آقاي اصغر فرهادي ! شما مشکلات اين سي و اندي سال را مايه شرمندگي دانستي ولي خوب است بداني که اولاً مشکلات کشور در اين سي و اندي سال بوجود نيامده است، بلکه سالهاي سال قبل از انقلاب، مردم اين کشور، با فقر، فساد و تبعيض با ابعاد بسيار بزرگ تري مواجه بوده اند، ثانياً نميتوان تمام اين سالهاي پس از انقلاب و زحماتي که براي بردن امکانات به مناطق دورافتاده و حمايت از محرومان و پيشرفت آنها با راه اندازي جهاد سازندگي، کميته امداد امام خميني و بسيج سازندگي و… بردن راه آسفالته، برق، آب، گاز، تلفن و… به يک يک روستاهايي که سالها از ابتدايي ترين امکانات زندگي محروم بودند ناديده گرفت.


آقاي اصغر فرهادي ! شما که اين همه به ساخت فيلمهاي سياه مشهور هستي، چطور تا امروز فيلمي با محوريت فقر و تبعيض و ريشه هاي آن و راهکار رفع آن نساخته اي؟! منظورم از اين فيلمهاي سياهي نيست که تاکنون ساختي و در آنها انقلاب و اسلام و ايران را غير قابل تحمل نشان دادي و اينطور گفتي که تنها راه نجات از اينها، يا خودکشي است و يا فرار از ايران! بلکه منظورم اين است که فيلمي بسازي و در آن بگويي که آرمانهاي انقلاب، امام و رهبري اين بوده و هست که مسئولان در سطح پايين ترين مردم زندگي کنند تا بتوانند درد و رنج مردم را درک کنند و برايشان چاره بينديشند، چرا فيلمي نميسازي که در آن بگويي چطور برخي مسئولان با چه توجيهاتي براي خود و دوستانشان حقوقهاي نجومي و رانتهاي نجومي قائل شدند؟!


آقاي فرهادي ! شما از حاميان آقاي روحاني بودي و هنوز هم هستي، پس بگو که چطور از آقاي روحاني با تفکر سرمايه داري و با اين ادعا که مردم مدير ميخواهند و نه خادم! توانستي از او و تفکراتش حمايت کني؟! پس بگو چطور با ژست روشنفکري، در خدمت سياستمداراني قرار گرفتي که با شعار تدبير، براي فرزندان ذخيره هاي خود، حق فراغتي تعريف کردند که چند ده برابر بيشتر از تنها دلخوشي برخي خانواده ها، يعني يارانه نقديشان است؟! پس چطور طرفدار همان جرياني شدي که رسما ميگويد کشاورزان ما را درک کنند چون محصولات خارجي ارزان تر است ما از آنها خريد ميکنيم؟! پس چطور از کساني حمايت ميکني که تيشه به ريشه توليد و اشتغال ميزنند و بر جمعيت کارتن خوابها و گورخوابها اضافه ميکنند؟!


آقاي اصغر فرهادي ! اين انقلاب به پابرهنگان و مستضعفان تعلق دارد، امامانش هم، ساده زيستند و فرزندانشان و ساير مسئولان را نيز به ساده زيستي و حمايت از مستضعفان فرمان دادند، اصلاً يکي از آرمانهاي جدي اين نظام همين ريشه کني ظلم و فقر و ايستادن در برابر ظالم و مستکبر بود، آرماني که شماي هنرمند در آثارت آن را چون منطبق با تفکرات روشنفکري شما نبود، کنار گذاشتي و از کساني حمايت کردي که پيوستن به نظام سرمايه داري را تنها کليد حل مشکلات دانستند، مسئولان نجومي بگير را ذخيره خواندند و حقوق نجومي را در برابر زحمات برخي از اين مفتخورها، ناچيز دانستند! و حالا شما تازه ياد آرماني افتاده اي که خودتان، سالهاست آن را در گور خوابانده ايد؟!


آقاي اصغر فرهادي ! شما از آن افرادي که پشت آمبولانس بيمار حرکت ميکنند تا خودشان را زودتر به مقصد برسانند خيلي خوب انتقاد کرده اي ولي بايد به شما بگويم که صد رحمت به آنها نسبت به شما! آنان دنبال واقعيات کشور حرکت ميکنند و از آن سوءاستفاده ميکنند ولي شما بدون پرداختن به دغدغه هاي اصلي و واقعي مردم مانند اشتغال، ازدواج، مسکن، فقر، فساد و تبعيض، آثاري را درباره فرهنگ ايران و خانواده ايراني ساخته اي که حتي افرادي مانند مطهري و ابطحي نيز آنها را غير منصفانه و غيرواقعي توصيف کردند و البته شما کاري به اين مسائل نداشتي، مسئله شما گويا تنها دست زدن تماشاچياني بود که بيرون از آمبولانس، براي شما کف ميزدند و به شما جايزه ميدادند.


آقاي اصغر فرهادي ! از اين که با ديدن اين گورخوابها، گويا از خوابهاي ناز روشنفکري و موضوعات کليشه اي چون حقوق زنان و حقوق بشر بيدار شده اي جاي اميدواري دارد و آرزو ميکنم اين بيداري واقعاً در حد يک نامه نوشتن نبوده باشد، بلکه واقعاً مسير آثارتان را نيز عوض کند، مسيري که با ريشه يابي و تحليل و ارائه راه حل مشکلات واقعي همراه شود و به مسائل امروز کشور مثل بيکاري، فقر، تبعيض و درجريان مقابل، حقوقهاي نجومي، فساد و اشرافيگري بپردازي که در غير اين صورت بايد بگوييم اين نامه شما نيز خود در عين اعتراض به سياستبازي، خود آلوده سياستبازي است.

برچسب: در پاسخ به نامه شماره,در پاسخ به تشکر,در پاسخ به تبریک تولد, نویسنده: الینا صالحی تاريخ: شنبه 18 دی 1395 ساعت: 5:56

صفحه بندی