محمد مهدوي فر از آن شخصيتهايي است که در فتنه 88 با فتنه گران همراه شد و به حمايت از ايشان پرداخت ولي پس از به شکست انجاميدن فتنه، مسير خصومتش را به سمت نوشتن نامه هاي سرگشاده و پر از توهين و تهمت خطاب به مقام معظم رهبري تغيير ميدهد و ميکوشد محبوبيت ايشان را با اهدافش، تحت الشعاع قرار دهد.
محمد مهدوي فر اگر چه همواره خود را به عنوان تخريب چي و غواص دفاع مقدس معرفي ميکند، اما صحبتها و حرفهايش، مخاطب را به ياد کساني مي اندازد که در عين ادعاي پيروي از خط امام يا تبيين گفتمان امام، در برابر برخي آرمانهاي امام ايستادند و يا دربرابرشان انحراف ايجاد کردند، چرا که تخريب چي، غواص و حتي جانبازي که در برابر ولي خود بايستد درواقع به شمر زمان شبيه است.
محمد مهدوي فر در نامه بيست و پنجمش به مقام معظم رهبري به ايشان پيشنهاد ميکند قبل از اين که کشور مثل سوريه دچار فروپاشي شود، يک شوراي گذار با حضور شخصيتهاي ضدانقلاب، سران فتنه و فتنه گران، مانند شيرين عبادي، بني صدر، رضا پهلوي، طبرزدي، نوري زاد، خزعلي، موسوي، کروبي، فائزه هاشمي، نماينده منافقين و… تشکيل دهد و در گام اول، به اصلاح قانون اساسي که آن را ريشه تمام مشکل کشور ميخواند، اقدام نمايد!
مهدوي فر در نامه اش با اين بهانه که حکومت مثل حکومت سوريه در معرض خطر و فروپاشي است، با ژست به ظاهر دلسوزانه، از مقام معظم رهبري ميخواهد، قبل از اين که دير شود، خودشان نسبت به اصلاحات اساسي اقدام نمايد! البته آناني که با نامه هاي او آشنا هستند، ميدانند که او در نامه هايش لحنهاي مختلفي را بکار ميبرد، بعضي ظاهري دلسوزانه دارند و برخي نيز لحني تمسخرآميز يا تهديدآميز دارند، اما نهايتا همه آنها در جهت تخريب مقام معظم رهبري و نظام است.
محمد مهدوي فر در حالي حرف از اصلاحات بنيادين در نظام و قانون اساسي ميزند که مشخص است به اصول و آرمانهاي انقلاب و حتي به منافع ملي، امنيت ملي و وحدت ملي اعتقادي ندارد که اگر داشت، از شخصيتهايي که در کشور تفرقه آفريني کردند، به مردم تحريم تحميل کردند، به دشمنانشان گرا دادند و از تروريستها حمايت نمودند به عنوان اعضاي شوراي گذار براي تغيير سرونوشت کشور و مردم ياد نميکرد.
اعتراف مهدوي فر به اين که ريشه همه مشکلات کشور را در قانون اساسي ميداند، نشان ميدهد که اگر او و هم طيفانش از قانون عدول ميکنند ناشي از قبول نداشتن قانون است و اين يعني که ايشان هرجايي که قانوني را قبول نکنند دربرابر آن مي ايستند چرا که اعضاي پيشنهادي وي براي شوراي گذار، از همان ابتداي انقلاب، قانون اساسي را که با اکثريت قريب به اتفاق آرا تصويب شد را برنتابيدند و ساده لوحانه است که کسي بينديشد ايشان امروز به قوانين جديد پايبند خواهند بود.
محمد مهدوي فر در حالي نظام را مانند سوريه در معرض فروپاشي ميخواند که حتي سوريه هم دچار باوجود سالها تنشها و هجمه هاي خارجي، مورد فروپاشي قرار نگرفت و به گواهي شواهد غيرقابل انکار، همين تنشهاي موجود نيز ناشي از نقشه خصمانه آمريکا، غرب و برخي کشورهاي عربي است و با اين وجود نظام سوريه همچنان ايستاده است، پس چگونه ايراني که هر ساله انتخاباتهاي با مشارکت بالا برگزار ميکند و هنوز مردم به پاي انقلاب ايستاده اند را در معرض فروپاشي ميخواند؟!
محمد مهدوي فر، جمهوري اسلامي ايران را در معرض فروپاشي ميخواند در حالي که جمهوري اسلامي ايران دربرابر فتنه اي بزرگ که حتي ابعاد کوچکترش، مستحکم ترين کشورها را به زانو در مياورد، در نتيجه حمايت و همراهي مردم، سربلند بيرون آمد. نظامي که در برابر کودتاهاي مختلف اعم از نظامي يا مخملي، تحريمهاي به اصطلاح فلج کننده، 17 هزار ترور، جنگ تحميلي و…، همچنان با صلابت ايستاده و از حمايت مردم برخورد است با چه منطقي بايد در معرض سقوط خوانده شود؟!
نکته ديگر اين که مهدوي فر که امروز با ظاهري دلسوزانه، سوريه را نشان ميدهد تا نظام به تغييرات اساسي آن هم براساس نظرات دشمنان خوني انقلاب تن دهد، همان کسي است که سردار سليماني را بابت حضورش در سوريه و ايستادن در برابر معارضان به شدت مورد شماتت قرار داد! او همان کسي است که خودش در سال 88 در زمره فتنه گران و خروج کنندگان از نظام قرار گرفته بود و ژست دلسوزانه از چنين فردي چقدر مضحک مينمايد.
در واقع توصيه هاي محمد مهدوي فر نه از روي دلسوزي، بلکه از روي عصبانيت است، عصبانيت از نظامي که در برابر فتنه ها مستحکم و در برابر هجمه ها مقاوم ايستاده است و حالا که روشهاي سخت، نرم، مخملي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي نتوانسته اند در برابر اقتدار نظام جمهوري اسلامي کاري به پيش ببرند، با متلک و طعنه ميکوشند خود و هم طيفانش را اميدوار و در باور و ايمان مردم شک و ترديد ايجاد کنند.
برچسب:
نویسنده: الینا صالحی