اخيراً محمود صادقي نماينده ليست اميد در دانشگاه خواجه نصير در انتقاد به برخي اظهارات ائمه جمعه درباره اختيارات ولي فقيه گفت:
«بعضي از ائمه جمعه در خطبه هايشان آبروي اسلام را برده اند و ميگويند که ولي فقيه ميتواند زن تو را طلاق دهد و او را از تو بگيرد! آيا خجالت نميکشند اين حرفها را مي زنند؟! کجا ولي فقيه چنين اختياري دارد؟! ولي فقيه حافظ ناموس و اموال مردم است. اين برداشتهاي غلط است که آبروي اسلام را برده و ما اکنون نميتوانيم در مقابل اين نسل جوان از آن دفاع کنيم»
1- آيا اگر زني از شوهرش طلاق بخواهد يا پدري مانع ازدواج دخترش شود، حاکم شرع اختيار ندارد حکمي برخلاف نظر آن شوهر يا اين پدر بدهد؟! مطمئنا ميتوند و اين در حالي است که اختيارات حاکم شرع تنها شمه اي از اختيارات ولي فقيه است؟! پس اين که ولي فقيه بتواند در مواردي مثل صدور حکم طلاق اعمال نظر کند، امر عجيب و غريبي نيست، ليکن هر جايي که اختيار و حقي تعريف شده است، مسئوليت و تکليفي هم وجود دارد و اين طور نيست که ولي فقيه بدون حجت شرعي از اختياراتش در هر راهي استفاده کند. در واقع اشتباه محمود صادقي در همين جا است که بين اختيار داشتن و اقدام کردن هيچ تفاوتي نميبيند!
2- ضمناً همانطوري که ولي فقيه حافظ ناموس و اموال مردم است، عادل و فقيه هم هست و اين طور نيست که ظالمانه از اختياراتش استفاده کند، دايره اختيارات ولي فقيه به زعم بسياري از علماي بزرگ به اندازه دايره اختيارات رسول الله است و اگر هم برخي از علما اختيارات ولي فقيه را کمتر از حضرت رسول بدانند، اين يک اختلاف علمي و فقهي است و اين طور نيست که اين علما و بزرگان به خود حق بدهند نسبت به يکديگر مواضع زشت و توهين آميزي مثل آن چه که محمود صادقي گرفته است بگيرد.
3- اين که محمود صادقي نميتواند در محضر جوانان از اسلام دفاع کند، بيش از هر چيزي، ريشه در بي سوادي و باورهاي ضعيف خود او دارد، چرا که وقتي کسي خودش نسبت به مباني و مفاهيم اسلامي دچار اشکال باشد، هرگز نخواهد توانست به اشکالات و شبهات ديگران پاسخ بگويد و چه بسا اگر محمود صادقي از پس سوالات و اشکالات خودش بر مي آمد، هرگز لباس روحانيت را از تن به در نميکرد و البته او نه تنها اهل پاسخگويي به شبهات نيست بلکه مثل همين اظهارات وي، براي ديگران شبهه هم ميسازد.
4- علامه مصباح درباره همين خصوص ميفرمايند: «ما هنوز مسائل بنيادي خود را درست حل نکرده ايم، واقعاً در چه چيزهايي شبهه مي اندازند! اگر ولي فقيه گفت بايد زن خود را طلاق بدهي! آخوند در خانه خود نشسته به من مي گويد برو زنت را طلاق بده! چنين چيزي در عالم اتفاق افتاده يا نه!؟ و اصلاً جاي إعمال ولايت فقيه مگر اين جاست؟! ولايت فقيه يک مساله اجتماعي است و بر اساس مصالح اجتماعي بايد امر و نهي بکند، اين چه ربطي دارد که بگويد تو زنت را طلاق بده يا نده؟! اين ها را هو ميکنند که ولي فقيه اين گونه است؛ پس چه ديکتاتوري از اين بالاتر؟! اين گونه مسائل، نه ابعاد آن درست بيان شده، نه حل شده و نه فرصتي داده شده است. 40 سال گذشت اما هنوز اندر خم يک کوچه ايم!»
برچسب:
نویسنده: الینا صالحی