خرید بک لینک

ايرادات و تناقضات فروشندهاز ايرادات و تناقضات فروشنده ، اين است که يک متجاوز عائله مند و دچار مسائل مالي که با وانت کار ميکند، با حوصله وارد خانه فاحشه اي شده، بدواً پولي را در ويترين گذاشته و در عين حال هم متوجه تغيير همه اثاثيه خانه اي که بارها به آن آمده بود، نشده است! البته ممکن است کسي مدعي شود او پول را پس از ارتکاب جرم روي قفسه گذاشته است که اين هم با فيلمنامه سازگار نيست چرا که متجاوز اينقدر هول شده بود که موبايل، سوئيچ و ماشينش را جا گذاشته، پس چطور ميتواند پرداخت هزينه به کسي که در حين ارتکاب جرم، فهميده فاحشه هم نبوده را فراموش نکرده باشد! البته اين ايرادات و تناقضات فروشنده ناشي از يک هدف مشخص است، فرهادي ميکوشد آنجايي که قرار است وضعيت روحي زن و شوهر را به تصوير بکشد، گزاره هايي را نشان دهد که تجاوز را تأييد کنند و آنجايي که ميخواهد مظلوميت پيرمرد متجاوز را نشان دهد، مسائل را مبهم و سطحي مرور کند و اين تناقض هم ناشي از تلاش فرهادي براي مقصر و سياه نشان دادن جامعه به جاي افراد است.


از ايرادات و تناقضات فروشنده ، موضع فيلم درباره بروز تجاوز يا عدم آن در فيلم است و حتي خود فرهادي هم به سوال خبرنگاران در اين خصوص شفاف جواب نميدهد؛ با اين وجود فرد متجاوز در فيلم ميگويد پس از اين که فهميده مورد تجاوز را ابتدا اشتباه گرفته در اثر وسوسه، به فعلش ادامه داده است که اين يعني پيرمردي که خودش همسري محجبه و عفيفه دارد، عامدانه و عالمانه به زني که بدکاره هم نبوده، به زور تجاوز کرده است. البته نحوه تشريح صحنه جرم در حمام (که توسط يکي از همسايه ها بيان ميشود)، اظهارات زن که «نگاه هاي مرد متجاوز» را به خوبي در خاطر دارد، صحنه اي که شوهر يک جفت جوراب را در گوشه اتاق خواب (و نه حمام که محل پيدا شدن جسم مجروح زن است) پيدا ميکند که آغشته به ماده اي چسبناک است و پس از انداختن آن جورابها در سطل آشغال، دستانش را با وسواس ميشويد، بروز تجاوز را تلقين ميکند اما چون فروشنده ميخواهد نهايتاً براي پيرمرد مظلوم نمايي کند اصرار دارد مهر تأييد بر اين تلقين نزند!


اصغر فرهادي فروشندهايراد اساسي ديگر فروشنده اين جاست که متجاوز با آن کهولت سن، قلب بيمار، نياز به قرص زيرزباني و توان جسمي پايين، وارد صحنه جرم شده است، به زني به زور تجاوز نموده، با پاي مجروح و خونين از پلکان پايين آمده و بدون ماشينش، از صحنه حادثه فرار کرده، و در عين حال هم دچار سکته نشده است، اما در انتهاي فيلم و پس از خوردن يک سيلي در اتاقي که جز خودش و شوهر آن زن حضور ندارد، سکته و فوت ميکند! همه اين گزاره هاي سست، متناقض و مضحک از يک جهت در فيلمنامه وارد شده اند که اولاً تجاوز اين پيرمرد در پرده ابهام قرار گيرد چرا که با تأييد قطعي فعل تجاوز، مظلوم نمايي براي متجاوز سخت ميشود و ثانياً بيماري، کهولت، اشتباه، وسوسه، سيلي، سکته و نهايتاً فوت، او را در ذهن مخاطب، بي تقصير، مظلوم و بي اراده نشان دهد و در جايي که همه اشخاص مظلوم نشان داده شدند، اعتقادات و جامعه ايران، ظالم تلقي شوند.


نقطه افتراق داستانهاي فرهادي با آموزه هاي ديني و قصص قرآني اين است که رب کريم با ابزارها و سنتهاي خود، هدايت و کمال انسانها را دنبال ميکند و اين نگاه را ترويج و عملي ميکند که دنيا دار مکافات است و به خوبي ها و بديها پاسخ در شأن ميدهد و اين که عفيفها و باحياها را از شر بي عفتها و متجاوزان حفظ ميکند! اما در مکتب فرهادي، داستانها برخلاف اين سنت و قاعده و درس تربيتي، روايت ميشوند، فرهادي ميکوشد صحنه هايي که احتمال وقوع هر يک از آنها شايد يک در ميليون هم نباشد را در کنار هم بگذارد و آنها را به مجموعه اي از تناقضات تبديل کند تا از اين داستانها براي رد اين منطق استفاده نمايد، تناقض آشکار و مهم آثار فرهادي اين است که در آثار او، جامعه اي را بد و سياه نشان ميدهد که از مجموعه انسانهاي خوب و سفيد تشکيل شده است.


يکي از ايرادات فروشنده و آثار فرهادي اين است که براي مجبور و بي تقصير نشان دادن خيانت کاران، متجاوزان، کساني که خودکشي ميکنند، کساني که براي مهاجرت از کشور، قيد خانواده را ميزنند و حتي کساني که در تاکسي به بغل دستي خود تهمت «تنه زدن» ميزنند و براي اين که جامعه، اعتقادات و حکومت را مقصر همه بديها نشان دهد و به ايشان هرچه بيشتر متلک بگويد، استانداردهاي فيلمنامه و فيلم را رعايت نميکند و به ساختن صحنه هاي بي ربط و متناقض و جدا از موضوع فيلم مي پردازد؛ اساساً فرهادي دنبال مانور کردن روي جبر اجتماعي در ايران است و نه تقبيح بديها و بدکاران! و اين رويکردي هست که جشنواره هاي مطرح خارجي نيز به آن بسيار اهميت ميدهند، اينقدر که حتي استانداردهاي فيلم و فيلمنامه را از اولويت خارج ميکنند و فيلمهايي مانند فروشنده، جدايي نادر از سيمين و آرگو را مورد تقدير قرار ميدهند.

برچسب: نویسنده: الینا صالحی تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 15:06

صفحه بندی