باهنر بازهم مصاحبه اي کرده و بر اصولگرا بودن روحاني و پيروزي 7 بر 3 در برجام تأکيد کرده است که اين مواضع وي در کنار اظهارات قبلي او درباره پروژه به اصطلاح «آشتي ملي»، با اظهارات مؤسسين، اعضاي شوراي مرکزي و سخنگوي جمنا و شأن تشکيل جبهه مردمي نيروهاي انقلاب اسلامي که «نه به وضع موجود» و «بازگرداندن کشور به مسير صحيح» بود و با حمايت باهنر از جبهه مردمي نيروهاي انقلاب اسلامي در تعارض است. از سوي ديگر، باهنر اخيراً خيلي پر حرف هم شده است، تا حدي که شايد بيشترين انتقادي که تاکنون به جمنا وارد شده، حمايت باهنر از جبهه مردمي نيروهاي انقلاب اسلامي و مواضع او بوده باشد.
حمايت باهنر از جبهه مردمي نيروهاي انقلاب اسلاميحمايت باهنر و مواضع او اما بيش از هرچيزي ما را به ياد عملکرد علي اکبر ولايتي در دور يازدهم انتخابات رياست جمهوري در سال 1392 مي اندازد، آنجايي که علي اکبر ولايتي خود ائتلافي را تشکيل داد و خود نيز آن را با عدم پايبندي به مکانيزمي که بر آن وحدت کرده بودند، به نابودي بکشاند تا در کنار اظهارات عجيبش در مناظرات تلويزيوني، خدمتي بزرگ به روحاني بنمايد، خدمتي که بعدها ثابت شد علي اکبر ناطقي نوري در آن نقش مؤثري ايفا کرده است.
مسئله آنگاه جالبتر ميشود که يادمان بيايد همين محمد رضا باهنر، در سال 1392 رئيس شوراي هماهنگي ستادهاي چهارگانه انتخاباتي ولايتي بوده و از اين رو سخت است که فکر کنيم در رفتار وحدت شکن ولايتي در سال 92 هيچ نقشي نداشته است؛ حال وقتي گزاره هاي فوق را کنار هم ميگذاريم، احتمال اين که باهنر در جهت وحدت شکني با جمنا همراه شده باشد جدي تر ميشود، نکته اي که حتي برخي منتقدان جمنا نيز اين فرضيه را بعضاً قابل تأمل ميدانند.
اما نکته عجيب اين است که همين برادران انقلابي که امروز باهنر را مأمور به وحدت شکني و بعضاً نفوذي ميدانند، به جاي اين که او را در مأموريتش ناکام گذارند، ناخواسته به او کمک ميکنند، يعني به جاي اين که مواضع و حرکات او را به پاي کليت جمنا ننويسند و شخص او و مواضعش را مورد انتقاد قرار دهند، به کليت جبهه مردمي نيروهاي انقلاب اسلامي انتقاد ميکنند که اميدوارم اين برادران عزيز اگر هم تمايلي به وحدت ندارند، لااقل در زمين وحدت شکنها بازي نکنند.
از آنجا که مکانيزم وحدت نيروهاي انقلابي اين بار وسط خود نامزدها و حتي احزاب راهبري نميشود و نيروهاي مردمي کشور و نمايندگانشان در شوراي مرکزي جمنا، تصويب، هدايت و اجراي مکانيزم وحدت را برعهده گرفته اند، امکان کارشکني در فرايند اجرايي جمنا بسيار سخت شده است و به همين دليل وحدت شکنها تقريبا راهي به جز وحدت شکني با مواضع وحدت شکن براي خود متصور نيستند و شايد همين امر باعث افزايش مصاحبه هايشان گرديده است.
از سوي ديگر برخي عناصر مخلص انقلابي که توقع داشتند بانيان و مؤسسان جمنا، خودشان به اعلام حمايت باهنر از جبهه مردمي نيروهاي انقلاب اسلامي دست رد بزنند، امروز نسبت به عملکرد جبهه مردمي نيروهاي انقلاب دچار ترديد شده اند، حال اين که به نظر ميرسد بهترين روش براي به حاشيه راندن افرادي مانند باهنر، خود مکانيزم جمعي جمنا باشد، ولي با اين وجود، عجالتاً لازم است که جمنا با موضع گيريهاي رسمي و به هنگام، نگذارد ترديدي در تفکر انقلابي جمنا ايجاد گردد.
و اما کلام آخر هم توصيه اي به خود آقاي باهنر است، اين که اگر در ادعاي خود مبني بر اهتمام به وحدت نيروهاي انقلابي صادق هستند، از بيان مواضعي که قاطبه جريان انقلابي آنها را قبول ندارند و با شأنيت تشکيل جبهه مردمي نيروهاي انقلاب اسلامي در تعارض آشکار است خودداري کنند، آقاي باهنر مدنظر داشته باشند که تشکيلات جمنا براي نه به وضع موجود و جايگزيني مسير مناسب تأسيس شده است، لذا به ايشان توصيه ميکنم اگر واقعاً دنبال تأييد روند و تفکر غيرانقلابي موجود هستند، بهتر است نفاق را کنار بگذارند و در قامت حامي روحاني سخن بگويند، نه حامي جمنا!
برچسب:
نویسنده: الینا صالحی