اگرچه قبلاً خود آقاي هاشمي بارها گفته است كه هدفش از بيان مسافرتها و تفريحاتش كه بعضاً اشرافي شمرده شدند، اين است كه نشان دهد با مردم صادق و بي ريا است! ولي اين بار آقاي عطريانفر، از مهره هاي سرشناس اصلاحات چنين مسائلي را تكرار كرده است! بماند كه گردش 180 درجه اي اصلاح طلبان در قبال آقاي هاشمي خود جاي تأمل بسيار دارد كه چگونه امروز ميكوشند از كسي كه سالها او را عاليجناب سرخپوش ناميدند و به قاتل قتلهاي زنجيره اي متهم کردند، به طور مضحكي دفاع كنند! در ادامه ابتدا اصل سخنان آقاي عطريانفر و سپس مطلبي را در پاسخ به اين اظهارات و خطاب به ايشان بيان ميدارم:
«آقاي هاشمي رفسنجاني به يك بيماري و يك ناهنجاري اخلاقي اساسي اعتقاد داشت و خودش اولين پرهيز كننده از آن بود. آن ناهنجاري اين بود كه آقاي هاشمي رفسنجاني به شدت از «ريا» پرهيز داشت. اگر ايشان در تعطيلي روز عاشورا به سد لتيان يا كيش مي رود، در خاطراتش مي نويسد و هيچ ابايي ندارد! اگر امروز چلوكباب خورده، مي نويسد! امروز سوار چنان ماشيني مي شود، مي نويسد! چون مي گويد چرا خودمان را در پرده اي از ابهام قرار بدهيم كه مردم تقديس كنند!؟ بگذاريم مردم ما را ببينند.»
آقاي عطريانفر! اگر علت بيان تفريحات و خوشگذارني ها و اشرافي گري هاي آقاي هاشمي و خانواده اش صرفاً صداقت و بي ريايي است پس چرا نسبت به ساير مسائل صداقت كنارگذاشته ميشود؟! پس چرا آقاي هاشمي در پذيرش مفاسد فرزندش مهدي هاشمي كه روزگاري او را در جايگاه حساسي در وزارت نفت نشاند و جرايمش مانند ارتشاء، جعل و اختلاس بر دادگاه اثبات شد، مقاومت كرد؟! پس چرا در نهايت هم طوري اين مجرم و مفسد كلان اقتصادي را به زندان بدرقه كرد و از خدماتش گفت كه گويي اميركبير زمان را بدرقه ميكند!؟ و يا در مورد اتهام تقلب گسترده كه از سوي سران فتنه بيان شد و شخص شما حاضر بوديد با مدعيان آن مناظره كنيد، آقاي هاشمي با مدعيان تقلب و فتنه گران همراه شد و حاضر نشد آنجا براي خاموش كردن آتش فتنه، از اين صداقت خود استفاده كند!
آقاي عطريانفر! اگر ميبينيد آقاي هاشمي از خوشگذارني ها و اشرافي گري هايش به راحتي سخن ميگويد، ريشه در تلاشش براي ريختن قبح اشرافي گري دارد. او تلاش ميكند كسي از اشرافي گري خجالت نكشد و اين فرهنگ را هم در زبان و هم در عمل، هم شخصاً و هم از طريق حزبش، از همان شروع پذيرش قطعنامه تا امروز ترويج كرده است. ما نميگوييم چرا آقاي هاشمي خوشگذراني هايش كه مردم عادي هرگز نميتوانند انجام دهند راستش را به مردم ميگويد! ما ميگوييم چرا به جاي اين كه طبق سيره ائمه هدي(ع)، حضرت امام خميني(ره) و امام خامنه اي به ساده زيستي و همراهي با مردم به عنوان يك تكليف قطعي كارگزاران حكومت اسلامي نگاه كند، تلاش ميكند اشرافي گري مسئولان را امري مقبول معرفي كند و جامعه را به اين سمت بكشاند و براي مديران طبقه اي خاص از اشرافي گري قائل گردد؟!
آقاي عطريانفر! كسي با رفاه و راحتي مردم مخالف نيست، اما فرق رفاه و راحتي با اشرافي گري و مانور تجمل بسيار متفاوت است! آقاي هاشمي در سال 1370 كه مردم عادي بعضاً از نيازهاي ابتدايي خود محروم بودند، در روز عاشوراي حسيني كه اصلاً روز تفريح و خوشگذارني نيست، خانوادگي با هليكوپتر به سد لتيان ميرود و اسكي روي آب ميكند؟! آيا بيان اين خاطرات به معني صداقت و بي ريايي است يا به معني ترويج گناه اشرافي گري كه از خود اين گناه به مراتب بدتر است؟! و يا به معني ريختن قبح اشرافي گري حتي در عاشوراي حسيني(ع) است؟! مگر امام حسين(ع) به دست مسئولان اشرافي زمان شهيد نشد كه ميخواستند هر طور دلشان ميخواهد زندگي كنند؟! پس چه شده است كه امروز، آقاي هاشمي و امثال ايشان كه بايد پاسدار خون امام حسين(ع) باشند، در مسير توجيه اشرافي گري كارگزاران حكومت اسلامي قرار دارند كه امام حسين(ع) در برابرش ايستاد و شهيد شد؟!
آقاي عطريانفر! از اشرافي گري زشت تر اين كه شما و آقاي هاشمي و حاميان ايشان طوري بيان اين اشرافي گري ها را نشانه صداقت و حسنه ميداند كه گويا همه مخالفان اشرافي گري دروغگو و دورو و خوشگذران هستند! آقاي هاشمي طوري به بيان خاطرات تفريحات اشرافي خود در روز عاشورا افتخار ميكند كه ساير مسئولان جملگي در آن زمان مشغول تفريحات مشابه بودند ولي صداقت بيانش را نداشته اند؟! مگر ميتوان زشتي فرهنگ منحوس اشرافي گري را زير كلمه «صداقت» و «بي ريايي» تطهير كرد؟! آقاي عطريانفر! اظهارات شما و شخص آقاي هاشمي ظلم آشكار به اصل حياتي ساده زيستي براي مسئولان و زي طلبگي براي روحانيون و برخلاف دستورات ديني و آرمانهاي انقلابي است كه متأسفانه در كنار تلاش هاي شما براي تضعيف ساير آرمانهاي انقلابي مانند استكبارستيزي، عدالت جويي، فسادستيزي، ترويج دينمداري در جامعه و... به يك رويه زشت تبديل شده است!
برچسب:
نویسنده: الینا صالحی